اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
60
خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )
باب دوازدهم / در تدبير فصد و حجامت 1 فصد ، استفراغي است كلي از بهر آنكه مركب همه اخلاط خون است و بدين سبب هرگاه كه فصد كرده شود از هر خلطي چيزى كم شود ، پس فصد را استفراغي كلي ازين سبب گويند . و فضيلت فصد آنست كه چون رگي گشاده شود ، رنگ و قوام قوت خون بيرون آمدن جمع توان ديد . و چندانكه مصلحت باشد ، بيرون ميتوان كرد از اندك يا بسيار و داروي مسهل يا داروي " قي " اگر تقصير كند آن تقصير به داروي ديگر تدارك توان كرد و خطرناك باشد . و اگر افراط كند باز داشتن ، دشوار و بدين سبب فضيلت هيچ استفراغ به فضيلت فصصد نرسد . و منافع خون در تن بسيار است . آنچه از آن چاره نيست در اين جايگاه مختصر گفته آيد 2 و آن آنست كه " جگر " گرم است و معدن قوت طبيعي است . و همه تن از آن ، بهره يابد تا بدان پرورده شود ، و مركب حرارت غريزي هم خونست و خون آن را به همه تن مىرساند . و بدين سبب است كه هرگاه كه خون لختي 3 بيشتر بيرون آيد ، ضعف و غشي تولد كند . و منفعت بزرگتر آنست كه رگي بزرگ از " جگر " بدل پيوسته است و نصيبي تمام از خون بدل مىرساند و آن خون اندر دل مركب چون شرائين گردد و اندر همه شريانها برود و قوت حيواني به همه تن برساند . و بدين سبب است كه هرگه كه خون از شريانها برود ، قوت حيواني باطل گردد و مردم هلاك شوند . و كمترين منافع خون آنست كه پوست رنگين و تازه و با رونق دارد و از بهر اين معني بعضي از متقدمان ، خون بيرون كردن به هيچ حال روا نداشتندي ، و آن راي ، خطاست از بهر آنكه منفعت خون آن وقت باشد ، كه مقدار خون اندر تن چندان باشد كه بايد ، و مزاج آنچنان كه بايد . پس هرگه كه مقدار